أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
387
تجارب الأمم ( فارسى )
دستگير كرده به نگهبانى سپردند . يك خدمتگزار كوچك را نيز كه گرفته بودند با تبر زين [ 1 ] زدند تا پنهانگاه او را نشان داد . چون بدرون رفتند ، او را بر بام گرمابه ديدند كه دستمالى ديبا [ 2 ] بر سر و شمشير برهنه به دست داشت . كوشيدند با زبان خوش به پائين آيد ، به او گفتند : ما بردگان تو هستيم و بد تو را نمىخواهيم ، ما خواهان اطمينان بر جان خويش هستيم . او از پائين آمدن خوددارى كرد ، يكى از ايشان تيرى * را در كمان نهاده به سوى او نشانه رفته گفت : اگر پائين نيائى آن را در گلوگاه تو مىنشانم ! پس پائين آمد و او را دستگير كردند و اين چاشتگاه روز چهارشنبه ششم جمادى دوم [ 3 ] سال 322 مىبود . پس او را به زندانگاه بردند و به اطاقى رفتند كه طريف سبكرى [ 4 ] در آن بود . در را باز كرده طريف را يافته زنجيرش بشكستند و آزادش نمودند . قاهر را بجاى او زندانى كرده ، گروهى نگهبان از ساجيان و حجريان بر آن نهادند . بغداد چپاول شد و خليفگى قاهر بالله پايان يافت [ 5 ] . خليفگى راضى بالله ، ابو العباس محمد بن مقتدر به سال 322 : چون غلامان ساجى و حجرى قاهر را دستگير كردند ، خواستار جايگاه ابو العباس پسر مقتدر شدند . يكى از جانشينان زيرك خادم ، جاى او را نشان داد و بر او درآمده ، به خليفگى بر او سلام دادند ، او را بيرون آورده بر تخت نشانده سرداران ساجى و حجرى ، طريف سبكرى و بدر خرشنى [ 6 ] با وى بيعت نمودند و لقب « راضى بالله »
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : فضربوه بالطبرزينات . . . [ ( 2 - ) ] M . متن : و على رأسه منديل ديبقى . . . [ ( 3 - ) ] M . متن در اينجا جمادى الاخرة و در خ 5 : 457 و ابن اثير جمادى الاولى آمده است . [ ( 4 - ) ] M : همان كس است كه از توطئهء على بن يلبق و حسن بن هارون ( لعن كنندگان معاويه ) عليه قاهر ، او را آگاه كرده بود ( خ 5 : 418 و 413 ) . [ ( 5 - ) ] M : هر چند گنوسيستها در براندازى مقتدر تا حدى دست داشتند ولى در گزينش قاهر بر جاى وى اشتباه كردند ( خ 5 : 415 ) او همهء آورندگان سريانى ( خ 5 : 423 ) و نيز ايرانى ( خ 5 : 446 ) خود را نابود كرد ، هنر موسيقى و آواز را منع كرد ( خ 5 : 424 ) . [ ( 6 - ) ] M : نسبت به خرشنه ، نقطهاى در آسياى صغير است .